الگو پذیری کودکان درپایه ی اول ابتدایی
در فرايند شكل گيري شخصيت كودكان ، بيشترين نقش متوجه الگوهاي رفتاري است ، چراکه يادگيري ، اساس رفتار آدمي را تشكيل مي دهد . يادگيري هاي غيرمستقيم ، ضمني و يا مشاهده أي ، پايدارترين و موثرترين يادگيري ها محسوب مي شوند و در اين ميان ، مهمترين نقش بر عهده ي الگوهاي رفتاري است وبه عبارت ديگر ، از آنجايي كه تقليد و همانند سازي يكي از مهمترين روش هاي يادگيري در كودكان است ، بنابراين هر قدر الگوهاي رفتاري در نزد كودكان نيز از شخصيت محبوبتري برخوردار باشد ، رفتارهاي كلامي و غيركلامي آنها بيشتر مورد توجه واقع مي شود .
بر كسي پوشيده نيست كه معلم پايه ي اول ابتدايي ، الگوي مناسب و لايقي در نزد كودكان است ، و رفتار ، گفتار ، حالات و تمامي افعال معلم حكم تابلوي جهت دهنده به كودك را داراست و كودك ، مقلد محض معلم است و معلم با قدرت عمل شگفت آور خود ، مي تواند عمق وجود كودك را تسخير كند . آموزگار پايه ي اول ابتدايي ، بايد سوز تربيت و انسان سازي داشته و الگويي نمام عيار و شايسته از جميع جهات بوده و تجسم عيني گفته هايش باشد و بين گفتار ، رفتار ، و حالات او تفاوتي احساس نشود ، چرا كه دانش آموزان بي آلايش پايه ي اول ، بر اساس الگوگرايي رفتار ، تمامي حركات معلم را در عمق وجود خويش حكاكي مي كنند و كمالات معلم را در رفتار و كردار خود مجسم مي سازند .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16:53 توسط delovan
|